"27 سال است که پول نفت بر سر سفره مردم است ولی مردم دقت نکردند"!!!

(از زبان رئیس کمیسیون انرژی مجلس  رژیم)

 

 

شباهنگ راد

بیش از یک سالی است که از "انتخاب"  احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور نظام سرمایه داری وابسته ی ایران می گذرد. بظاهر برنامه و هدف اش این بوده و می باشد تا زندگی کارگران، زحمتکشان و جوانان، که از سوی مفسدان اقتصادی به تخریب کشانیده شده است را سروسامان دهد و با تمام قواّ دستان مافیای نفتی را از شریان های اقتصادی جامعه کوتاه نماید؛ دامنه ی "دمکراسی" را گسترش بخشد؛ فاصله های طبقاتی را کاهش دهد و مهمتر از آن اینکه قصد دارد تا "نفت را بر سر سفره ی مردم ببرد"!!!

امّا نگاهی کوتاه به کارکردهای دولت های رنگارنگ رژیم جمهوری اسلامی از هنگامه ی بقدرت رسیدنش و بموازات آن اعمال تا کنونی دولت "عدالتخواه" ی احمدی نژاد، نشاندهنده ی آن است که سران حکومت بدلیل ماهیت منفعت طلبانه ی شان تحت هیچ شرایطی در جهت تحقق خواسته های ابتدائی کارگران و زحمتکشان گام بر نداشته و  هر زمان که هر یک از جناح های حکومتی بمنظور سبقت گرفتن از رقیبان خود نیازمند پشتوانه ی "مردمی" می باشند، قیافه ی دفاع از محرومان و مظلومان را بخود می گیرند و سعی می نمایند تا با طرح شعارهای پرطمطراق، افکار عمومی را در جهت سیاست های معین و مشخص جناحی خویش سازمان دهند. یکی از این ریاکاری ها و شعارهای و بی مایه همانا شعار "بردن پول نفت بر سر سفره مردم" می باشد که از سوی احمدی نژاد قبل از انتخابات نهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران در سال 1384 مطرح گردیده است. شعاری که بقول دیگر مقامات حکومتی 27 سال است بمرحله ی عمل در آمده و "مردم" از وجود آن یعنی بودن پول نفت بر سر سفره ی خویش بی دقت اند!!!!

"کمال دانشیار" رئیس کمیسیون انرژی مجلس هفتم رژیم در این رابطه اخیراً طی مصاحبه ای گفته است که: "27 سال است که پول نفت بر سر سفره مردم است ولی مردم دقت نکردند". وی همچنین در جای دیگر پیرامون بودن پول نفت بر سر سفره ی مردم و سهیم بودن مردم در تولیدات نفت اشاره می کند که "با توجه به ارزش صادرات نفت ایران سهم هر ایرانی از نفت 720 هزار تومان است که در این میان نفتی که در کشور ما استخراج می شود 60 میلیارد دلار آن صادر می شود و به حساب خزانه واریز می شود و 60 میلیارد دلار مصرف انرژی توسط مردم صورت می گیرد". و در ادامه تاکید می ورزد که: "120 میلیارد دلار نفت و گازی که در ایران استخراج می شود که اگر آن 60 میلیارد مصرف انرژی که توسط مردم استفاده می شود را تقسیم بر 70 میلیون جمعیت ایرانی کنیم حدود 800 دلار خواهد شد".

اگر بخواهیم با حساب سر انگشتی رئیس کمیسیون مجلس هفتم نظام امپریالیستی حاکم بر ایران و در کنار آن به اوضاع ناهنجار جامعه ی مان نظری بی افکنیم به این نیتجه ی ساده و روشن دست خواهیم یافت که از همان اوان حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی پول نفت بر سر سفره ی مردم، بمانند دیگر مایحتاج اولیه حیات داشته است؛ امّا مردم قادر به "بویایی" آن نبوده اند و بی جهت احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب "دانشیار" و آنهم بدون دقت به حیات نفت بر سر سفره ی مردم، قصد دوباره بردن آنرا در میان "مردم" دارد. شعاری که  بقول "داشیار" 27 سال است که بورطه ی عملی در آمده است و "مردم" کاملاً در سهم بری آن بمقیاس دولتمردان بهره مندند!!! البته بزعم رئیس کمیسیون انرژی رژیم در مجلس هفتم این امر به طرق گوناگون صورت گرفته است که "یکی اینکه از همان 60 میلیارد دلار مصرف مردم فقط 25 درصد دریافت می شود که حدود 27 سال مردم به این روش سهم خود را از نفت در موارد مصرفی انرژی خود مانند گاز، بنزین، برق، نفت و ... می گیرند و دیگری آنکه از 60 میلیارد دلار نفتی که به حساب خزانه واریز می شود جاده های کشور ساخته می شود، وضعیت آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، امنیت کشور و ... تقویت می شود که تمام اینها سودش برای مردم است".

تصور چپاولگران بر آن است که دروغ هر چه بزرگ تر، ریاکاری و عوامفریبی هر چه بیشتر باشد، راحت تر می توانند آنرا بخورد اذهان عمومی دهند. کمبود نفت، بنزین و به تبع از آن گرانی و صف های طویل در کشور نفت خیزی همچون ایران طی حاکمیت چندین دهه ی رژیم جمهوری اسلامی آنچنان عملکرد منفی و ناهنجاری در زندگی میلیون ها انسان برجای گذاشته است که بنابه خود خبرگزاری های دولتی رژیم هر ساله تعداد بی شماری از محرومان جامعه در اثر سرمای طاقت فرسا و ناتوانی از تهیه ی آن جان خود را از دست می دهند. بر مبنای چنین واقعیات تلخ و تأسف باری چه کسی است که می تواند این ادعای رئیس کمیسیون انرژی مجلس رژیم را باور نماید و آنرا از زمره ی هوچی گری و دغلکاری های سران و مقامات حکومتی به حساب نیآورد.

اوضاع ایران در تمامی عرصه ها آنچنان وخیم و دهشتناک است که قابل توصیف نمی باشد. میلیون ها کودک بدلیل نداری والدین شان از رفتن به سر کلاس ها باز مانده اند و صدها هزار نفر دیگر در کلاس های چند شفیتی و نا امن به فراگیری دانش و تحصیل مشغولند و هر لحظه منتظر فاجعه ای دردناک می باشند، تا جائیکه "سعید شریف زاده" معاون و توسعه مدیریت سازمان مدارس کشور اعتراف می کند که: "تنها 12 درصد مدارس استثائی کشور استاندارد است".  مضاف بر آنها باید بر هزینه های بالا و رو به تصاعد ثبت نام کودکان و همچنین بر گرانی کتاب های درسی و لوازم تحصیلی که کمر والدین فراگیران علم و دانش را خرد کرده است اشاره نمود، تا بهتر بر نقش دولت و کارکردش در حوزه ی آموزش و پرورش پی برد. بدون شک ابعاد کاستی ها و نارسائی ها به حوزه ی آموزش و پروش خلاصه نگردیده و میتوان در بخش هایی همچون بهداشت و درمان هم اشاره نمود. در ایران تحت حاکمیت ضد خلقی رژیم جمهوری اسلامی صدها تن از محروم ترین اقشار جامعه  بدلیل فقدان اولیه ی امکانات پزشکی با مرگ دست و پنجه نرم می کنند و هزاران نفر جان خود را از دست داده اند و صدها تن دیگر در انتظار مرگ اند. کمبود بیمارستان، پزشک، پرستار، دارو و درمان در اقصا نقاط ایران بیداد می کند و در بستر چنین شرایطی دولتمردان رژیم وقیحانه ادعا می نمایند که "مردم" سهمیه ی خود را از پول نفت دریافت می کنند و مابقی آن یعنی 60 میلیارد دلار آن صرف عمران و آبادانی کشور می گردد!!! بنابراین ناروشن است که چرا علیرغم تمامی حاتم بخشی های رژیم جمهوری اسلامی از در آمدهای مملکت به کیسه ی "مردم"، دامنه ی نارسائی ها، فقر، فحشاء، اعتیاد، بیکاری و صدها مصائب اجتماعی دیگر با شتابی بی وقفه در حرکت است و هزاران کودک به نیروی کار در جامعه تبدیل گردیده اند؟

بر خلاف نظر دولتمردانی همچون "دانشیار" تمامی منابع ی مملکت در جهت امیال و منافع ی سرمایه داران وابسته سازماندهی گردیده است و اکثریت آحاد جامعه یعنی سازندگان اصلی سرمایه در ایران از استفاده ی آن محرومند. در پرتوی چنین واقعیاتی است که شکاف طبقاتی روز به روز افزونتر گشته و میدان تنفس برای همه ی استثمار شوندگان تنگ و تنگ تر می گردد؛ امّا در آن سوی، سرمایه داران مفت خوار بهمراه فرزندان شان از تمامی نعمات جامعه بهره مندند و بدون کوچکترین مشکلاتی به حیات انگل وار خود ادامه می دهند. بنابراین پول نفت نه بر سر سفره ی "مردم" بلکه در دستان همان مافیای نفتی تمرکز یافته است و خزانه ی چندین میلیارد دلاری دولت به جیب سرمایه داران وابسته و اربابان شان سرازیر می گردد.

از دید توده های ستمدیده، رژیم جمهوری اسلامی طی 27 سال حکومت، بدلیل تمرکز دادن تمامی منابع طبیعی به حلقوم سرمایه داران جهانی، کوچکترین گامی در جهت عملی نمودن خواسته های کارگران و زحمتکشان و فرزندان شان بر نداشته است و زندگی سراسر مشقت بار میلیون ها کارگر، دهقان، جوان و کودک گویای این حقیقت اند. با این اوصاف در شرایطی کارگران و زحمتکشان از منابع ی طبیعی جامعه ی خویش بهره مند خواهند گردید که نظام امپریالیستی حاکم بر جامعه ی ایران بالکل بر چیده شود و سیستم و مناسباتی جایگزین آن گردد که مدافع ی حقوق و منافع ی همه ی محرومان باشد. تنها در چنین مباسباتی یعنی در پرتو حاکمیت کارگران و دهقانان و کنترل مستقیم آنان بر سرمایه های طبیعی جامعه است که می توان زندگی بهتر و نوین تری را برای همه ی استثمار شوندگان متصور نمود.

 

 

5 مرداد 1385

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت