پاسخ
به نظر خواهی
سایت
گزارشگران در
باره شرایط
کنونی
گزارشگران:
يکسال از خروش حماسي مردم ايران عليه ديکتاتوري حاکم گذشت و پروسه عقب نشيني رهبران علني آن را همگان شاهديم. رفسنجاني و خاتمي در سکوت ( کي بود کي بود ما نبوديم ) بسر ميبرند و موسوي و کروبي از هراس خروش بنيان برانداز دوباره مردم کشورمان گام بگام در حال عقب نشيني هستند و مردم را به کرنش در برابر حکومت دار و درفش اسلامي دعوت ميکنند. ايا اين نظريه را صحيح ميپنداريد؟
یوسف
زرکار -
چهارچوب
نظرو
برداشتتان در
این مورد صحیح
به نظر می رسد
ولی نکته ای را
باید روشن کرد
. انتساب "
رهبران علنی "
به افرادی مثل
موسوی و کروبی
را درست نمی دانم
. اینان
نارهبرانی
هستند که بنا
به شرایط تحمل
شده ناشی از
جنگ جناحها و
اعتراض مردمی
به صحنه پرتاب
شدند وکوشش می
کنند تا جنبش
مردمی برای
آزادی و
دمکراسی را به
زیر مهمیز خود
کشند و برگرده
آن سوار شوند
و به رسم و
عادت همه
اصلاح طلبان
حکومتی تلاش
می کنند که با
سوء استفاده
از نیروی توده
ها در بازی
جنگ قدر ت با
حریف، موقعیت
خود را مستحکم
سازند . اینان
"رهبران علنی"
توده ها نبوده
و نیستند و
پروسه
اظهارات نظری
و موضع گیریهای
عملی آنان به
آشکارترین
وجهی اینرا به
نمایش گذاشت .
اینان( علیرغم
ناز و غمزه و
تعارف های
دروغین شان مبنی بر
این که رهبر
نیستیم
ودنبال مردم
هستیم ،خود
مردم رهبرند و
غیره که با
صدور بیانیه
ها و اعمالشان
تناقض آشکار
دارد )
حداکثر
رهبران بخش
اصلاح طلبان دولتی یا همان
" سبزها"
هستند که با
تمام وجود
کوشش دارند تا
جنبش مردمی را
در چهارچوب
حکومت اسلامی
یا همان حکومت
دارو درفشی که
نامیده اید و
قوانین
ارتجاعی آن
محدود سازند تا بلکه
خر مراد به
سرمنزل مقصود
برسانند .
اما
جنبش اعتراضی
مردم رهبران
عملی و فعالین
سیاسی خود را
برخاسته از
دانشجویان ،
معلمان ،
کارگران و
روشنفکران
بشکلی
پراکنده ،
محدود و
غیرمتمرکز دارد
که عملا" جنبش
را در ابعاد و
اشکال گوناگون
سازمان داده و
ایفای نقش کرد
ه اند و زندانهای
قرون وساطایی
رژیم اسلامی
شاهد این مدعا
است .امید است
که با تلاش
همان ها این
حالت پراکنده
گی و ناهماهنگ
به هماهنگی
فراروید و
جلوه های
آشکارتررهبری
رادیکال و
مردمی
را متبلور
سازند
گزارشگران:
از
شواهد پيداست
که معاملات
پنهان در پشت
پرده ميان
رهبران
اوليه و
حکومتيان
موجود و بثمر
رسيده است.
آيا شما هم
چنين
ميانديشيد؟
یوسف زرکار –
آنچه که از
شواهد پیدا
است تداوم
سیاست کجدار و
مریز از جانب
موسوی ها و
کروبی ها است و پروسه
عقب نشینی
آشکاری است که
به چشم می
خورد . آنچه که
پیدا است جلوه
های یک سازش
غیر رسمی و بد
ه و بستان است
که در نمونه های
حرکات و موضع
گیری های
التقاطی ، به
نعل و میخ زدن
آنان، بویژه
در مورد
تظاهرات 22 بهمن 88 و
یا سالروز 22
خرداد در 89
جلوه آشکار
داشتند . طبعا"
این جناحهای
حکومتی غالب و
مغلوب بخشی از
نظامند و همانطور
که موسوی نیز
گفته "دعوای
خانوادگی"
دارند که محتوی
آن را کسب
موقعیت و برتر
اقتصادی و
سیاسی و در
دست داشتن اهرم
های کلیدی
حکومتی تشکیل
می دهد . و این
جنک و جدالها
به جایی رسیده
که حناح
نظامی -
امنیتی
کمر به حذف
جناح اصلاح
طلب بسته است .
این که این
کشمکش ها و
طبعا "
معاملات
پنهان به ثمر
رسیده باشد یا
نه به نتیجه
این جدالها و
پایان نسبی
بحران در بالا
و پایین رژیم
بستگی دارد .
گزارشگران:
جنبش
اخير اما در
کالبد
رهبراني
مانند کروبي و
موسوي خلاصه
نشد و اتکاء
بر
راديکاليسم
خودجوش و شعار
مرگ بر
ديکتاتور
سمبل توده
هائي بود که
خود رهبري را
مشخصه حضور
خود در
مناسبتها و
تظاهرات پي در
پي قرار داده
بود. اشکال
بروز علني
عبور از رهبري
پس مانده را
در حوادث اخير
سالروز برآمد
جنبش مردمي و
در آينده
چگونه ارزيابي
ميکنيد؟
یوسف زرکار
-- این
کاملا" درست
است که جنبش
خودجوش مردمی
با اتکا به
رادکالیزم و
خود رهبری و
شعارها و
اعمالش نه
تنها در هیبت
و " کالبد "
افرادی چون
موسوی و کروبی
محدود نماند
بلکه از
محدوده " جنبش
سبز " نیز
فراتر رفت و
میبایست که
برود، زیرا که
وقتی از جنبش
توده ای و
مردمی صحبت می
کنیم ، باید
در نظر داشته
باشیم که این
جنبش در
برگیرنده
اقشار و طیف
های گوناگون
توده ها ، با
منافع و
خواسته های متفاوت
برای آزادی و
دمکراسی است و
در بطن خود کشاکش
بین اصلاح
طلبان و
سرنگونی
طلبان را نیز
می پرورد و
چنین نیز شد .
کسانی هستند
که هنوز این
موضوع ساده را
درک نمی کنند
و با یک جانبه
نگری خود یا
سر از نفی
جنبش مردمی و
توده ای در می
آورند و یا در
چنبره "جنبش
سبز "محدود و
مقهور می مانند
.اگر به تمامی
حرکات ،
اعتراضات ،
اعمال و شعارهای
جنبش در هر
مقطع نگاه
کنیم این
دوگانگی و کشمکش
را با سیر پیش
رونده و صعودی
رادیکالیزم
مبنی بر نفی
رژیم و به تبع
آن نفی سیطره"
جنبش سبز" و
سمبل ها و"
کالبدهای"
نیمه جان
رهبری آن نیزبطرز
مشهودی
مشاهده می
کنیم . از همان
شب 22 خرداد که
شورشی زود گذر
و مقطعی در
فلکه اول
تهران پارس و
با شعار مرگ
بردیکتاتور و
غیره رخ داد
تا مقطع 22 بهمن 88
که بخشی
از"سبز" ها به مسلخ
سازش کشانده
شد ولی بخش
رادیکال جنبش در
بسیاری از
خیابانهای
تهران و دیگر شهرستانها
به درگیری پرداخته
و شعار
مرگ بر اصل
ولایت فقیه سر
دادند، تا
مقطع سالگرد 22
خرداد در 89 و
علیرغم عقب
نشینی های
افتضاح آمیز
موسوی و کروبی
به بهانه" حفظ جان و
مال مردم" ،
باز هم جنبش
با
رادیکالترین
شعارها و
حرکات به
آشکارترین
وجهی تداوم
یافت . این
گسست و عبور
از "جنبش سبز"
و رهبری آن که در
مقاطع روزهای
قدس ، دانشجو
و عاشورا و
غیره در سال 88 به
اوج خود رسیده
بود را به
روشن ترین
شکلی نمایانگر
ساخت . " اشکال
بروز علنی
عبور از رهبری
پس مانده " فقط
در مقطع
اولین
سالروز 22 خرداددر
89 نیست
که رخ داده
است بلکه
همانطور که
اشاره شد از
مقاطع پیشین
رخ نموده و
تداوم دارد و
در آینده نیز
شعارها و
اعمال
ساختارشکنانه
، یعنی عدم
پذیرش و نفی
ساختار سیاسی
حاکم بر جامعه
گسترش و دامنه
بیشتری خواهد
یافت . زیرا که
عوامل و
تضادهای موجود
اجتماعی –
سیاسی هم چنان
پا برجایند ،
نیروهای
خواستار
دگرگونی و
تغییرات
اساسی سیاسی،
هنوز
برخواسته های
خود اصرار
دارند و شرایط
بین المللی
نیز به مثابه
عاملی تاثیر گذار
کماکان در
همان وضعیت است
. اگر به دلیل
سرکوب شدید و
غلیظ ، وسیع و
پردامنه رژیم
سرگوبگر
جمهوری
اسلامی و به
دلیل عقب
نشینی ها و
مماشات
" رهبران خود خوانده "
از مقطع 22
بهمن 88 تا اول ماه
مه 89 از بعد
وسیع و توده
ای اعتراضات
خیابانی بطور
نسبی کاسته
شد ولی این
جنبش سر باز
ایستادن ندارد
و برای کسب
آزادی و
دمکراسی
منتظر فرصت دیگری
است تا فوران
کند ، نگاه
کنید به
اعتراضات
وسیع کارگری و
حمایت ها از
آن در روز
کارگر ،
اعتصاب وسیع ،
سراسری و
هماهنگ در
کردستان در
اعتراض به اعتدام
کمانگر و
دیگران ،
اعتراضات
نسبتا وسیع در
تهران و
شهرستانها به
مناسبت
سالگرد 22 خرداد
در 89 ،
مراسم سالروز گرامیداشت
یاد جان
باحتگان جنبش88
در خشکه
بیجار گیلان (
مسعود هاشم
زاده ) و
کیانوش آسا در
کرمانشاه که
با شرکت نسبتا
خوب توده ها و
جوانان همراه
بود وغیره،
همه و همه بیانگر
جوشش
درونی و قابل
انفجار جنبش
مردمی است .
وقتی گفته
میشود که جنبش
مردمی با فراز
و نشیب در
سیری صعودی و
رو به اعتلا
است یعنی اینکه
فقط نباید به
فرازها چشم
دوخت بلکه
باید نشیب ها
را نیز دید و
نکته مهم
اینکه باید به
برآیند روند
حرکات چشم
داشت.طبعا
بروزآشکار تضادها
و بحران ها ی
عینی
بیان شده ،
در حرکات
اعتراضی و
شعارهای توده
ها ،جلوه های
گوناگونی می
تواند داشته باشد.
گزارشگران:
با
توجه به
اعتراضات
وسيع
ايرانيان خارج
کشور و گذر
آنان از
تمايلات
رهبري اصلاح طلبان
تلاشهاي
بسياري انجام
ميگيرد تا صف
سبزها را از
ساختارشکنان
جدا کنند.
نمود بسياري را
از جمله
گفتارها و
مصاحبه هاي
آنان در خارج
و داخل کشور
ديده و شنيده
ايم. از جمله
آنان اظهارات
ابراهيم نبوي
و اشکوري بوده
است. اولي
ساختارشکنان
را عوضي ناميد
و دومي در مصاحبه
اش گفت: کساني
که خواهان
برانداري هستند
خارج از جنبش
سبز ميباشند.
چاره چيست؟
چگونه ميتوان
اين تبليغات
گسترده
مماشات طلبان
را افشا و
خنثي کرد؟
یوسف زرکار - با نگاهی گذرا به روند اعتراضات ایرانیان خارج از کشور می توان به جنبه هایی از آن پی برد .این اعتراضات در روزهای اولیه با شور و هیجان وسیع و همگانی بروز نمود که در آن سبزها و دنبالچه های آنها اعم از توده ای ها و اکثریتی ها ، ملی مذهبی ها و جمهوری خواهان ملی و غیره آنچنان از حول حلیم در دیگ افتادند و آنچان" پیروزی" را نزدیک می دیدند که بدون توجه به نقش بخش های دیگر مانند چپ های رادیکال ، نیروهای دمکرات و حتی مجاهدین و سلطنت طلبان به میانه میدان برای جنبش سبز به رقص درامدند و براساس منابع طبقاتی و سیاست مرسوم همیشگی مبنی بر مشاطه گری و مماشات با رژیم و یا جناحهایش ساز خود را زدند . خود موسوی نیز در بیاینه ای به اینان توصیه کرد که صف خود را از ساختارشکننان خارج کشوری جدا کنند و اینان نیز بجای آوردن کلاه، سرآوردند و چند قدم عقب تر از شعارها و خواسته های جنبش مردمی داخل کشور به دنباله روی از سبزها را پیشه کردند و کماکان نیزمشغولند.و آنچان حرکاتی زشت و ضد دمکراتیک از خود نشان دادند که لقب برازنده" سبزالهی " را نصیب خود ساختند. چپ های رایکال و نیروهای دمکرات در روزهای اولیه در اینجا و آنجا تلاش کردند تا بتوانند بر این اعتراضات تاثیر گذاشته و با تشکیل بلوک خود آن را رادیکالیزه نمایند و شعارهای پیشرو تر و یا حداقل در سطح داخل کشور را طرح نموده و گشترس دهند . وقتی این تلاش ها عقیم ماند، اینان به تدریج در این کشور و آن کشور صف مستقل خود را شکل داده و با طرح خواسته ها و شعارهایشان مبنی بر سرنگونگی رژیم جمهوری اسلامی و جدایی دین از دولت و غیره به حمایت از جنبش مردمی داخل تداوم بخشیندند و نمونه های اشغال سفارت رژیم در هلند و یا حمله به سفارت هایش در نروژ و فرانسه گویا ترین حرکات عملی و تاثیر گذار برخی ازنیرو های این طیف است که در گستره برزگ انعکاس یافت تا جایی که داد دلقک عوضی ای مانند سید ابراهیم نبوی و امثالهم را درآورد و ماهیت بزک شده آنان را در بعدی وسیع برای همگان آشکارتر ساخت . البته از زاویه ای افرادی مانند اشکوری حق دارند کسانی را که خواهان براندازی هستند خارج از" جنبش سبز" بدانند و در واقع چنین هم هست . جنبش اعتراضی مردم جنبشی رنگانگ است و بخش وسیع سرنگونی طلبان با "سبزها "همسانی و همگونی ندارند و نباید هم داشته باشند . اینان نفی کلیت نظام و همه جناحهایش رامی خواهند و آنان حفظ نظام با موقعیت برتر برای خود را ، پس لاجرم صف ها از هم جدا است . اما چاره کار برای غلبه برتبلیغات مسموم و گسترده آنها همان تاکید ،تقویت و استمرار بر تداوم صف مستقل سرنگونی طلبان چپ رادیکال ونیروهای دمکرات است که تا با همگرایی و اتحاد بیشتر بتوانند توان و نیروی لازم و ضروری برای شکل دادن حرکات وسیع تر اعتراضی راکسب کرده و درافشاء و خنثی کردن تبلیغیات و اقدامات مماشات طلبان، در عمل و نظرموفق باشند.
گزارشگران:
شعار
مرگ بر
ديکتاتور و
سرنگوني
جمهوري اسلامي
را چگونه
تحليل
ميکنيد؟
یوسف زرکار - اگر
بخواهیم بحث
لغوی انجام
دهیم طبعا فرق
است بین مرگ
بردیکتاتور و
مرگ بر دیکتاتوری
ویا فرق است
بین مرگ بر
اصل ولایت
فقیه و سرنگون
باد جمهوری
اسلامی و میتوان
از زوایای
گوناگونی به
بحث نشست .اما
در یک جنبش
سیاسی
توده ای و
مردمی خواسته
ها و شعارها
با دقت
میلیمتری روی
مفاهیم و واژه
ها تنظیم و
بیان نمی شود
بلکه در همان
بیان توده ای
آن فریاد میشود
. وقتی جنبه
های طرح شده و
اجزای هدف
گرفته شده از
یک کل را، در
کنار هم قرار
دهیم و به
ویژه با توجه
با شعار " جمهوری
ایرانی " (
درست یا غلط
بودن آن بحث
دیگری است )
میتوان به
روشنی هدف و
منظور توده ها
را دریافت که
همان خواست
نفی نظام جمهوری
اسلامی با
بیان گونه گون
است .
همانطور که
در جریان مبارزات
ضد رژیم شاه شعار"
مرگ برشاه"
بیانگر نفی کل
نظام سیاسی
شاهنشاهی بود.
گزارشگران:
نکته
اي براي
افزودن
داريد؟
یوسف زرکار –
فکر می کنم که
اکنون و در
شرایط
مبارزاتی
خارج از
کشور بحث و تبادل
نظر برای چاره
جویی و راه
یابی به منظور
تقویت هر چه
بیشتر صفوف چپ
های رایکال و
سرنگونی طلب و
افراد و
نیروهای
دمکرات و همسو
برای هر چه
بیشتررساتر
شدن صدای
اعتراضی و
حمایتی در
خارج از
کشوربرای دفاع از
جنبش توده ها
و همچنین بمنظور
تاثیر گذاری
هر چه بیشتر
بر توده ها و جوانانی
که زیر سیطره
و نفوذ
نیروهای
سازشکار قرار
دارند و جذب
آنان به صفوف
مستقل، از
ضرورتها است
که تلاش مضاعف
و مداومی را
میطلبد .در
پایان از تلاش
های مستمر
وپیگرانه تان
دربرخورد با
اوضاع سیاسی و
فراهم کردن
امکان چنین
تبادل نظر
هایی قدر دانی
و تشکر می کنم.
یوسف زرکار - 25/6/2010
با تشکر از شما
گزارشگران
15. 06 . 2010
نظرات خود را براي انتشار به آدرسهاي زير ارسال نمائيد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ