سایت سازمان 19 بهمن

 

http://www.perslit.com/p.etesami1.jpg

 

پروین اعتصامی

 

ای رنجبر

تا به کی جان کندن اندر آفتاب، ای رنجبر

ریختن از بهر نان از چهره آب ای رنجبر

زین همه خواری که بینی زآفتاب و خاک و باد

چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر

از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی

چند می‌ترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر

جمله آنان را که چون زالو مکندت، خون بریز

وندرآن خون دست و پائی کن خضاب ای رنجبر

دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن

تا شود چهر حقیقت بی‌حجاب ای رنجبر

حاکم شرعی که بهر رشوه فتوا می‌دهد

کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر

آن که خود را پاک می‌داند ز هر آلودگی

می‌کند مردارخواری چون غراب ای رنجبر

گر که اطفال تو بی‌شام‌اند شب‌ها باک نیست

خواجه تیهو می‌کند هر شب کباب ای رنجبر

گر چراغ‌ات را نبخشیده‌است گردون روشنی

غم مخور، می‌تابد امشب ماهتاب ای رنجبر

در خور دانش امیران‌اند و فرزندان‌شان

تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر

مردم آنان‌اند کز حکم و سیاست آگه‌اند

کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر

هر که پوشد جامه‌ی نیکو بزرگ و لایق اوست

رو، تو صدها وصله داری بر ثیاب ای رنجبر

جامه‌ات شوخ است و روی‌ات تیره رنگ از گرد و خاک

از تو می‌بایست کردن اجتناب ای رنجبر

هر چه بنویسند حکام اندرین محضر رواست

کس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت