پرولتاریا
پرولتاریا نه زخمی ست براندام
زخمی زمین
نه جنازه ای ست زیر سُم سرمایه
و نه برده ای ست سیاه تر از آفریقا
بمبی ست در قلب بازار
مملو از امید است و
عاشق ابدی آینده
آینده ای سرشار از عشق و زیبایی
که روشن تر از خورشید و زیباتر از بهار
نه دشنه ای ست برگلو، نه دهن بندی بر دهان
همچون پروانه ای در پرواز
و عسل سازانی بر گلبرگ های بهاری
پرشور است و شورایی
و چکامه ی بی بدیل رهایی
انفجار شور است و شعور
شوراش برای کندن از روزمرگی
و شعوراش سازمان کار است،
برای رهایی ابدی انسان
انقلاب اش جلوه ی آگاهی طبقاتی ست
و خانه تکانی زمین است
برای جشن آشتی
آشتی انسان و طبیعت
از دهن بند متنفر است
چه با دستان سرمایه باشد
چه به دستان خود
دگماتیزم اش ننگ است
و حذف مکانیکی اش عدول از اصول
روزی برپا خواهد خاست
و روی زمین را خواهد شست
از هرچه زشتی و پلشتی
کار برده گی همراه تمامی جلوه های منحط
طبقاتی
به موزه انقلاب تحویل
خواهد شد
آنگاه انسان به بلوغ چهره خواهد گشود
و فعالیت آزاداش به رغبت شروع خواهد شد
انسان چون فرزند ی خلف
چهره زخمی زمین
را به نوازش
درمان خواهد کرد و
دیگر بیگانه نخواهد بود،
نه با کارش، نه با هم نوع اش
و نه با طبیعت اش
طبیعتی که به بازوهای
فرسنگی انسان تبدیل خواهد شد
و تا سرحد امکان یاری اش خواهد داد
مهربان و یاروار
بهاری ابدی با خورشیدی بیدریغ
فراخواهد رسید
و زمین از خوشبختی سرازپا نخواهد شناخت
وآنگاه تولید نعم مادی پایان ناپذیر
و ثروت دستان بارور
این زیباترین شعار پرولتاریا را
که برازنده ی بلوغ انسانی ست
متحقق خواهد ساخت:
"هرکسی به اندازه توانش کار
و به اندازه ی نیازش از ثروت اجتماعی
بهره مند خواهد شد"
این است رسالت سترگی که تاریخ
برعهده ی پرولتاریا گذاشته است
فرهنگ های متنوع چون گلهای رنگارنگ
بوستان زمین را تشکیل خواهند داد
تحقیر و تبختر به سختی تقبیه و ازمیان
خواهد رفت
آزادی بطور پایان ناپذیر
از دل پاسخ درست به
ضرورت خواهد زائید
و انسان پیوسته پرستار رهایی باقی
خواهد ماند
دور نیست آن فرخنده روزی که
چاه های سیاه نفت غاصبان خود را
در اعماق خود غرق سازند
بدون هرگونه نجات غریقی
*****
هلند- آلفن – یامچی
2005-11 – 23
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ