عراق جولانگاه تضادهای امپریالیستی!

 

 

از آغاز اشغال عراق توسط امپریالیسم آمریکا و دیگر متحدین اش، زندگی توده های ستم دیده به جهنمی تبدیل گشته است که هر روزه دامنه ی وخیم تری به خود می گیرد. امنیت و جان انسان ها به لحظات بستگی پیدا کرده است و همه از آینده ی خویش بی خبراند. آمار کشته ها، زخمی ها و آواره ها رو به فزونی است و در کنار آن سایه ی ترس، وحشت و نداری، بر شانه های باقیماندگان سنگینی می کند. کودکان و نونهالان نیز از این قاعده ی کلی دست ساز امپریالیست های جنایتکار مستثنی نیستند.

 

قرار بر این بود تا جامعه ی عراق شاهد "دموکراسی" و "امنیت" باشد و از جنگ و کُشت و کُشتار به دور گردد. قرار بر این بود تا کارگران و زحمتکشان در "رفاه" و "آسایش"، ادامه ی حیات دهند و از استثمار سرمایه داران زالوصفت رهائی یابند. قرار بر این بود تا کودکانی که در اثر نداری خانواده های شان از فراگیری علم و دانش محروم بودند، "مجاناً" و در فضایی سالم و بدون دغدغه، در سازندگی جامعه ی خود کوشا باشند!!!!

 

امّا نگاهی گذرا به اوضاع عراق دقیقاً خلاف آن چیزی را به نمایش می گذارد که طراحان "نظم نوین جهانی" قبل از اشغال عراق وعده ی آن را به کارگران و زحمتکشان داده بودند. همه روزه توسط خود خبرگزاری های امپریالیستی، اخبار ناگواری همچون کشته و زخمی شدن، و خرابی خانه و کاشانه ی توده های ستم دیده به سراسر جهان مخابره می گردد و طی آن، صحنه های دل خراش از بدن های غرق در خون قربانیان نظام امپریالیستی را پخش می کنند. در یک کلام باید گفت که وجود امنیت و آسایش برای کارگران و زحمتکشان به آرزوئی تبدیل گشته است.

 

صدها هزار کشته و زخمی سوغات امپریالیست ها برای توده های ستم دیده ی عراقی می باشد. امپریالیست ها یک دیکتاتور را از قدرت حکومتی به زیر کشیدند و دیکتاتوران دیگری را به جای وی نشاندند تا به همراه آنان بتوانند بر سلطه ی خویش قوام بخشند. مقصودشان بر این می باشد تا با حضور نظامی مستقیم و با برافروختن "جنگ بی پایان"، بر منافع جناح های رقیب خویش بر سر منابع و ذخائر طبیعی در عراق پیشی گیرند. کوبیدن بر طبل "دموکراسی"، "استقلال" و "پیشرفت" که از زمان اشغال عراق توسط "بوش" و "بلر" و همه ی نیروهای وابسته بدان ها طرح می گردد، فریبی بیش نبوده و مدت هاست که تاریخ مصرف چنین واژه هائی به اتمام رسیده است. اخیراً رئیس جمهور آمریکا گفته است که «آینده، چالشی بزرگ برای عراق است، امّا اکنون "فرصتی برای پیشرفت" فراهم آمده است» و تأکید داشت که «دولت وحدت ملی جدید عراق مظهر روز نوینی برای میلیون ها عراقی است». همچنین در چنین راستایی است که "نوری المالکی"، نخست وزیر جدید عراق می گوید «دولت جدید او تلاش خود را برای استقرار آشتی ملی به کار خواهد برد».

 

به عینه روشن گردیده است که علت اشغال عراق علیرغم هیاهوهای امپریالیسم آمریکا و دیگر متحدین اش مبنی بر "نابودی سلاح های کشتار جمعی"، "مبارزه با تروریزم" و "برقراری دموکراسی" ادعاهائی پوچ و واهی بوده اند. بنا به گفته ی "لاری لیندسی"، یکی از مشاوران سابق اقتصادی "بوش"، ادامه ی جنگ موفقیت آمیز در عراق می تواند به اقتصاد بحران زده ی آمریکا کمک نماید. به همین دلیل، عراق به میدان تاخت و تاز جناح های متفاوت امپریالیسم و نیروهای وابسته بدان ها تبدیل گشته و آتش برافروخته شده ی آن هر روزه شعله ورتر می گردد. عراق کنونی به گودالی تبدیل شده است که همه ی جناح های رقیب امپریالیستی به همراه نیروهای مرتجع و وابسته به خود، به جان هم افتاده اند و در این میان جان هزاران انسان بی گناه و بی دفاع قربانی مطامع آنان گردیده است. این چالش روز به روز وسیع تر گشته و عاملین چنین وضعیتی همچون "بوش"، به خوبی از گستردگی چالش آن در آینده باخبراند.

 

در یک چنین شرایط و فضائی که بر عراق حاکم است، امکان "فرصت پیشرفت" ناممکن بوده و "نوری المالکی"، نخست وزیر جدید این کشور هم قادر نخواهد گردید تا از دامنه ی جنگ و جدال های کنونی بکاهد و "امنیت" و "آشتی" را در سرزمین اشغال شده ی عراق به ارمغان آورد!!! بنابراین، "مالکی"، "طالبانی" و همه ی دست اندرکاران حکومتی و غیرحکومتی عراق، از زمره ی عناصر و نیروهایی هستند که توسط امپریالیست ها بر سر کار گمارده شده و سازماندهی گردیده اند و هدفی به غیر از تحقق سیاست های منفعت طلبانه ی اربابان شان ندارند.

 

از زاویه ی منافع کارگران و زحمتکشان و همه ی آزادی خواهانی که بر انگیزه های دکترین "نظم نوین" تعریف شده ی امپریالیست ها واقف اند، می توان گفت که اساساً جنگ کنونی در چارچوبه ی منافع امپریالیست ها راه اندازی شده و هر روزه بر شمار تعداد کسانی که به درک ماهیت لشکرکشی های امپریالیست ها به این و آن منطقه واقف می شوند، افزوده گشته و بر اهداف پشت پرده ی آنان آگاه می گردند. بنابراین سخن گفتن از "دموکراسی" و "پیشرفت" و غیره که "بوش" و وابستگان اش بر زبان می رانند، ادعاهای بیهوده ای هستند که توده های ستم دیده، بارها و بارها، آن را در عمل تجربه نموده اند. "پیشرفت" در فرهنگ جنایت کاری همچون "بوش" یعنی سیطره ی هر چه بیشتر بر منابع طبیعی کشورهای تحت سلطه و افزایش نجومی سود سرمایه داران جهانی.

 

واقعیت این است که جنگ کنونی در عراق، جنگ ناعادلانه و ضد انقلابی ای است که از سوی امپریالیست ها، دولت ها و نیروهای وابسته بدان ها، سازماندهی گردیده است و اساساً در تخالف با منافع همه ی اقشار زحمتکش منطقه قرار دارد. این جنگ به بهانه ی "نابودی سلاح های کشتار جمعی" و "مقابله با تروریزم" راه اندازی شده و معنای اش چیزی جز تجدید آرایش جدید سیاسی منطقه ی خاورمیانه بعد از فروپاشی کامل به اصطلاح کمونیزم در شوروی نمی باشد. مقصود بر آن است تا بار دیگر هر یک از جناح های امپریالیستی به منظور چنگ اندازی هر چه بیشتر بر منابع طبیعی کشورهای تحت سلطه از امتیازِ بیشتری نسبت به رقبای خود برخوردار گردیده و از این جنگ به راه افتاده و خانمان برانداز سودهای کلان تری عایدشان گردد. سازماندهی و تقویت نیروهای مرتجع و وابسته به جناح های امپریالیستی و عربده کشی های دروغین انسان دوستانه ی هر یک از آن ها فریب و ریایی بیش نیست و توده های ستم دیده، در این جنگ و خون ریزی امپریالیستی هیچ گونه منفعتی ندارند.

 

تنها با بیرون راندن امپریالیست ها، رژیم و نیروهای وابسته بدان ها از سرزمین عراق است که کارگران و زحمتکشان، شاهد پیشرفت، امنیت و سازندگی جامعه ی شان خواهند بود و بی تردید تحقق چنین امر خطیری نیز در پرتو جنگی عادلانه و انقلابی و به رهبری یک سازمان پرولتری امکان پذیر می باشد. سازمان و نیرویی که بتواند انرژی بیکران همه ی زحمتکشان را حول برنامه های انقلابی سمت و سو دهد.

 

11 خرداد 1385

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت